• 1397/9/10

      11:50:48

    در همان روزی که ترامپ خروج آمریکا از برجام را اعلام کرد نوشتم با اروپا باید مذاکره کرد اما تصریح کردم قبل از این که پای میز مذاکره بنشینیم باید مواردی از تعهدات برجامی خود را که البته برای اروپاحساسیت کمتری دارد نقض کنیم(نقض غیراساسی برجام) و امروز که بر اساس اظهار نظر مقامات رسمی سیاست خارجی ایران، اروپا جز در حرف گامی عملی برنداشته است ضرورت این مسئله بیشتر روشن می شود.

    درمقاله ای با بررسی تمام اتفاقات مهم پرونده هسته ای ایران از سال 82 نشان داده ام رفتار طرف مقابل با ایران را می توان بر اساس الگوی «بازی بزدل» به عنوان یکی از اقسام نظریه بازی ها تحلیل کرد. این الگو از مسابقه ای در یکی از فیلم های هالیوودی الهام گرفته شده است که در آن دو راننده خودرو با سرعت بسیار زیاد به سمت یکدیگر حرکت می کنند و کسی بازنده است که از «ترس» برخورد فرمان را بچرخاند و از مسیر برخورد خارج شود. بر این اساس هر کس «ترسید» و فرمان را چرخاند «بازنده کامل» است و هرکس که نترسید وبه حرکت خود ادامه داد «برنده کامل» است که  آن را جزو بازی های با حاصل جمع صفر دسته بندی می کنند. در این الگو دو حالت دیگر نیز وجود دارد که از حالت های بازی با حاصل جمع غیرصفر محسوب می شود و کمتر مورد توجه تحلیل گران قرار می گیرد در حالی که از اهمیت بیشتری برخوردار است در حالت سوم هر دو به دلیل نترسیدن یا تحلیل اشتباه از وضعیت طرف مقابل به برخورد و در نتیجه بازنده کامل بودن دو طرف تن می دهند و حالت چهارم زمانی است که طرفین عقلانی و حسابگرانه و دقیق رفتار می کنند و با بالابردن احتمال برخورد، هردو طرف برای جلوگیری از باخت کامل به عقب نشینی همزمان و باخت نسبی  طرفینی راضی می شوند.
     در مقاله فوق الذکر با تبیین پنج گزاره چرایی و چگونگی رفتار طرف مقابل در پرونده هسته ای ایران را توضیح داده ام و درنهایت به گزاره های تجویزی یا همان «باید» های مواجهه با طرف مقابل رسیده ام که مجال ارائه همه آن ها نیست(1) اما متناسب با شرایط امروز می توان بحث را این گونه توضیح داد در صورتی که هرکدام از طرفین از خود «ترس» نشان دهد طرف مقابل را تحریض می کند تا برای رسیدن به بردکامل به «نترسیدن» و «امتیاز ندادن» ادامه دهد اما اگر طرفین رفتاری از خود نشان دهند که طرف مقابل راقانع کند که «نمی ترسند» در  نهایت دو طرف مجبور می شوند هر دو «باهم» فرمان را بچرخانند و حاضر به پذیرش دادن امتیاز شوند و چون هردو عقب نشینی را قبول کرده اند، لذا برای هردو باخت نسبی و در نتیجه رضایت نسبی محسوب می شود.
    در عمل نتیجه این مباحثات را می شود این گونه خلاصه کرد که اگر ما می خواهیم به برخورد یا همان «مرگ برجام» نرسیم و اروپا را قانع کنیم تا به جای وقت کشی وحرف زدن، پای میزمذاکره امتیازی عملی دهد، باید آن ها را قانع کنیم که از خیر برد کامل بگذرند و این اتفاق نمی افتد مگر این که اروپا از «نترسیدن» ما برای رویارویی کامل یقین حاصل کند. واقعیت این است که علی رغم حرف های بعضا تندی که زدیم رفتارعملی ما از زمان خروج آمریکا از برجام  گزاره «نترسیدن» ما را تضعیف کرده است. ما با خروج آمریکا از برجام که به صورت رسمی اجرایی شدن بخش مهمی از برجام را تعطیل کرد، نه تنها هیچ مقابله به مثل عملی نکردیم بلکه از سیاست ادامه انجام تعهدات برجامی مان بدون کم و کاست دفاع رسانه ای و آن را هوشمندی دیپلماتیک اعلام کردیم .همچنین بعد از این که از اروپا در این مدت جز حرف، اقدامی عملی ندیدیم با بازگشت مجدد تحریم ها نیز فقط به تهدیدها وهشدارهای زبانی بسنده می کنیم بنابراین بدیهی است  طرف اروپایی این تهدیدها را جدی تلقی نکند و همچنان به استراتژی رسیدن به «بردکامل» ادامه دهد و حاضر به امتیاز دادن نباشد. براساس یکی از اصول احصا شده از این الگو، تصویر ذهنی طرف مقابل از اهمیت بیشتری نسبت به تصمیم واقعی ما برخوردار است و  واقعیت این است که تجربه این مدت نشان داده است در این تصویرسازی از خود، صرف سخنان تند و گاه متناقض چندان مشکل گشا نیست و  «دوصدگفته چون نیم کردار نیست» لذا در صورتی که ما در برابر بی عملی اروپا فقط با «صدگفته» مقابله کنیم برداشت طرف مقابل از «ترسیدن» ما تغییری نمی کند و او به مسیر خودش ادامه می دهد لذا امروز بیش از گذشته روشن شده است که اگر ادامه برجام را می خواهیم (که می خواهیم)  و اگر برای جلوگیری از مرگ برجام چاره ای وجود ندارد مگر این که اروپا را برای حفظ برجام راضی به «پرداخت هزینه» کنیم باید «نیم کرداری» در انجام ندادن برخی تعهدات برجامی خود نشان دهیم تا آن ها تهدیدات زبانی ما را جدی بگیرند البته این اقدام نباید به گونه ای باشد که امکان تفاهم را ببندد بنابراین اگر بخواهیم با ادبیات برجامی سخن بگوییم باید در گام اول سراغ «نقض غیراساسی» برجام برویم تا هم برای اصلاح تصور طرف اروپایی اقدامی عملی نشان دهیم و هم امکان بهانه گیری ندهیم و چون این اقدام حتما با  فشار دیپلماتیک و رسانه ای طرف مقابل(چه آمریکایی وچه اروپایی) روبه رو خواهد شد لازم است این اقدام ضروری با اجماع داخلی صورت گیرد در غیر این صورت  نه تنها به دلیل نمایان شدن اختلافات داخلی «نترسیدن» معنادهی و هدف حاصل نمی شود بلکه آثار روانی اقتصادی و اجتماعی اش مشکلات را بیشتر می کند.
    باید برای همه مسئولان و فعالان و رسانه های داخلی به ویژه آن ها که موافق ادامه  برجام هستند روشن شود که اگر می خواهیم اروپا از «صدگفته» به «نیم کردار» رو بیاورد اول ما باید به جای «صدگفته»؛  «نیم کردار» عمل کنیم در غیر این صورت مرگ برجام «دیر و زود» خواهد  داشت اما «سوخت وسوز» نخواهد  داشت.

    پی نوشت: «رهاوردهای بازی بزدل به عنوان الگویی برای تحلیل  پرونده هسته ای ایران»،کتاب از سعدآباد تا لوزان، انتشارات خراسان

     

    نویسنده : محمد سعید احدیان

    منبع: روزنامه خراسان

    شماره : 19974 - شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷

    لینک سرمقاله:

    http://khorasannews.com/newspaper/page/19974/1/635436/0

برای این مطلب نظری ثبت نشده است

نظر شما در مورد این مطلب


CAPTCHA
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 
انصراف